X
تبلیغات

mouse code

كد ماوس

خاكستر گل سرخ


خاكستر گل سرخ

آسمان منتظر آيينه دار گل سرخ تا دمد مهر خدا صبح بهار گل سرخ

اگه میبینی هنوز تنهام


به خاطر تو نیست


می ترسم همه مثل تو باشند

.

.

.

نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1391ساعت 10:23 قبل از ظهر توسط 。☆。★گل یاس و و نرگس。☆。★| |


چه سالی بود..

بعضیا دلشون شکست...

بعضیل دل شکوندن...

خیلیا عاشق شدن و خیلیا تنها...

خیلیا از بینمون رفتن...

خیلیا بینمون اومدن...

زندگی خلاف آرزوهامون گذشت...

ساله نو خیلی بمون نزدیکه...

واسه همنتون بهترین آرزوها رو دارم

امیدوارم در سال 92 بهترین لحظات رو تجربه کنیم 

دوستت دارم همتونو D:


نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1391ساعت 2:18 بعد از ظهر توسط 。☆。★گل یاس و و نرگس。☆。★| |

 

فکر کنم بعد یکی دو ماه یا بیشتر این اولین پستم باشه

اینو به خاطر چند تا دلیل گذاشتم:

 

اول به خاطر این که کسایی که میان این جا فکر نکنن من دیگه قیدشو زدم..اصلا این طور نیست

دوم به خاطر این که دم عید بود و یه کم از کارام و درس های سرسام آور راحت شده بودم.

 

سوم این که ..دیدم خیلی وقته این جا داره خاک مجازی می خوره، اومدم یه کم گرد و خاکاشو بگیرم!!

اما همیشه به این جا سر میزنم وایجا رو خیلی دوست دارم هی داداشم منو مسخره می کن ه میگه تو فقط این تو وقت تلف میکنی اما من بازن تسلیم نمیشم

 

خوب بریم سر اصل مطلب..

عیدتون پیشاپیش مبارک!!




چقدر دوستــــ داشتم یکــــ نفر از من مـــــی پرسید چرا نگاهتــــــ آنقدر غمگین استـــــ ؟



                           چرا لبخندهایتـــــ آنقدرتلخ و بی رنگــــ استـــــ ؟



                                   اما افســــوس که هیچ کســــ نبود....



                                 ـ    همیشــــه من بودمــــ و تنهاییـــ ...


                                         






گاهی تمام آنچه می خواهم،


دفتری است برای از تو نوشتن،


قلبی که اندوهم را بفهمد


و دستی که گونه های ترم را نوازش دهد


اینجا و تمام آنچه با من است


بوی خوش تو می دهد


لحظه ها رنگ تو را پوشیده اند


و من، از عطر سرشار حضورت، مستم


با دست های یخ زده ام بخارهای اندوه را


و حضورت را به رخ لحظه های تنهایی می کشم.

.


.


.

.

من هنوز منتظرم..




نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 11:37 قبل از ظهر توسط 。☆。★گل یاس و و نرگس。☆。★| |




سلام، اومدم یه سربزنمو سریع جیم شم ...

هر لحظه امکان داره داداشم برسه و جنگمون شروع شه..!!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

میدونید که، سرهمون کامپیوتر و اینترنت...!! که کی باید الآن بشینه پشت کامپیوتر..!!

فقط به دلیل شروع شدن امتحانات و به دلیل تقاضای زیاد، می خوام چند تا راه کار بهتون ارائه بدم که در قالب عکسه، خودتون زحمت بکشید و نتیجه گیری کنید.




نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 5:46 بعد از ظهر توسط 。☆。★گل یاس و و نرگس。☆。★| |

نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 5:50 بعد از ظهر توسط 。☆。★گل یاس و و نرگس。☆。★| |

نرگسی بعد از وفات:...(ترجیح میدم این شکلی باشم تا...)

به قول معروف:

من به مرگم راضیم اما نمی آید عجل

بخت بد! بین از عجل هم ناز می باید کشید...

همینجوری گفتم هاااااااااا...باشه من به مرگم راضی ن...می...شم...

از چی می گفتم کجا رسیدم....

یادم اومد...می خواستم از دوستامبخوام که برام صبر کنن...

حتی اگه این وبشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  متلاشی و پیتیخ پیتیخ شد من روزی خواهم آمد

و به کلبه عشقمشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  سروسامان خواهم داد...شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

پس منو از تو لینک پاک نکنین دیگههههههه...

البته داداشمکه هرچی بلای آسمونیشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  سر من میاد تخصیر اونه میگه:

بیا با هم پول بذاریمشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز وصلش کنیمبه مامان بابا نگیم...

ولی منتا الان هرچی از دوستام مخفی کردم فهمیدن...شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

و الانمدارن همه تلاششونو می کنن که یه چیزی رو  از من بگیرن...شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

چون بچه شونو دوس ندالن...می خوان زودتر میمیر کنه...

بغضم داره کم کم...

این نیز بگذرد...

از نرگسی جونمممنون که از آجیم برام عزیز تر بود...سنگ صبور بود برای دلتنگیم...

از مرجان جونمکه با وجود کوچولوییش خیلی مهلبون بود

 و می خواست به من یه چیزایی رو بفهمونه...که دست گلش درد نکنه...

یادم رفته بود...از اون دوتا دوستممکه بهم یاد دادن چه جولی از اینترنت به بعضی کارام برسم..

البته منم به یکی یاد دادم که خودش می دونه...

با همه دوستامکه الان یادم نیس ولی خیلی دوسشون داللللللللللللللللم...

نایت اسکین

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 9:4 بعد از ظهر توسط 。☆。★گل یاس و و نرگس。☆。★| |

کلاس های این هفته به خاطر یک اردوی معرفتی تعطیل است.!!! هه چه خوش خیال!! نه بابا مثله این که هیچ وقت در خوندن تعطیل نمی شه!شِـــکـْـلـَکْ 
هــآے خــآنــــــومـے

این هفته قراره از طرفه مدرسه یه اردوی خارج از شهر بریم.  نایت اسکیناین که کجا می خوایم بریم رو دیگه کاری نداشته باشین..!! تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ولی بدونیین که یه اردوی معرفتیه ومیدونم اگه بگم خیلی از شماها دلتون میخواست جای منو دوستام باشین ! .قراره فردا بریم    

حتما نظر بزارین وقتی برگشتم شاید براتون تعریف کنم!

خوب دیگه من برم صدای مامانم درومد



   

نوشته شده در جمعه ششم آبان 1390ساعت 4:44 بعد از ظهر توسط 。☆。★گل یاس و و نرگس。☆。★| |

سال 1381شامگاه یک پنج شنبه تابستانی.

تهران،خیابان آفریقا، یک پاساژباحال سانتی مانتال.

«لطفا حجاب اسلامی را رعایت فرمایید»

دخترکان جوان، لاک زده ومانیکور کرده، با هفت قلم آرایش ومو های افشان به ده ها مغازه برمی خورند که این تابلو بردر ورودی آن ها -جایی که همه آن را ببینند نصب شده است.

توجهی به این نوشته کنند؟اصلا!

اندکی از این زلف پریشان در پس روسری حریر آسای خود پنهان کنند؟ابدا!

اگر اینان چنین کنند تکلیف آنان چه می شود؟آنان که آمده اند برای گره گشایی از زلف یار؟!

معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است به این قصه اش دراز کنید

بگذریم...برای غربت حافظ همین بس.همین شب که خوش قصه او شامگاه یک پنجشنبه تابستانی باشد. دریک پاساژ باحال سانتی مانتال!


می دانید،زن غربی خیلی بخشنده است.همه را از خوان پرنعمت خویش بهره مندمی کند؛اما خود همیشه سرگردان وتشنه است!

گفتم تشنه چه چیز؟

گفت تشنه این که به او بنگرندطالبش شوند وپی اش را بگیرند.همه همت زن غربی این است کهه از کاروان مد عقب نماندوهر روز جلوه ای تازه کند.او اسیر ودر بند خویش است...ودر این اسارت سر خوش...

اوهرگز به رهاییهم فکر نمی کند، چون آزاد است ورها ...اما در قفس!

زن غربی نمی داند کیست!

-نداند چرا با تو سر حجابت ستیز دارند؟

باتعجب نگاهم کرد وگفت:این حکایت همان پسری است که هرچه به او گفتندبگو «الف» نگفت. پرسید چرا؟ گفت الف اول راه است.آن ها همه میدانند اگر زنی محجوب باشد چه در کوچه وچه در خیاباناز لوازم آرایشی که می سازند استفاده نمی کنند.دیگر مبلغ کالا های آنان نمی شوند.دیگر با مردان بیگانه به دریا نی روند.دیگر نمی تواند در هر مجلسی شرکت کند بزند وبرقصد...!


تصاویر جدید زیباسازی

نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 5:16 بعد از ظهر توسط 。☆。★گل یاس و و نرگس。☆。★| |

سلام نایت اسکین        من از چيزي كه كاملاً بدم مياد، اينه كه الكي فقط بخواين نظر

بذارين بدون اين كه چيزي بخونيد نایت اسکین امروز مي خوام حال اون آدما رو بگيرم  تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ   چون مي خوام یه سوال بپرسم

 يه   سوال اين قدي! نایت اسکین

 

 

 اين كه دوست دارین راجع به چه چیزایی بنویسم....Shukhi.Com

فقط این بار رو بهتون اجازه می دم ، اگه خواستید خصوصی بذارید...

و سوال بعدی این که...تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ

راجع به من چی فکر می کنید؟؟ اینم میتونیدخصوصی بذارید...تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ

بای باینایت اسکین

   

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 9:41 بعد از ظهر توسط 。☆。★گل یاس و و نرگس。☆。★| |

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 4:34 بعد از ظهر توسط 。☆。★گل یاس و و نرگس。☆。★| |

امروز اولين روز مدرسه نبود   نایت اسکین       چون يكي دو هفته قبل تابستونو كلاس فوق العاده داشتيم 

معلما از همون روز اول تابستون برا ما برنامه ريزي كرده بودن!     Shukhi.Com


    نایت اسکین   


ديگه در ساي امسالمو از بر شدم به جان خودم 

هيچي بابا نمي دونم كه چرا اين ناظم مون گير سه پيچ داده به من!

از چيري كه متنفر بودم سرم اومد

شما بهم بگيد من كجا قيافم شبيه ....

هيچي بابا ولش كن ولي امروز باعث شد من يكي از بهترين دوستم رو ببينم !نمي  دونيد چه قدر خوشحال شدم..!!  نایت اسکین

تصاویر جدید زیباسازی




نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 10:8 بعد از ظهر توسط 。☆。★گل یاس و و نرگس。☆。★| |

من كه هنوز خستگي نه ماه تحصيلي از تنم بيرون نرفتهنایت اسکین شما چه طور؟؟نایت اسکین مي خواستم اسم اين پستو بذارم بوي مدرسه...!!!نایت اسکینولي يه خورده كه فكر كردمنایت اسکینديدم عنوان مناسبي نيست!!     نایت اسکین                      هه بوي مدرسه !!! اه اه چه بوي بدي... نایت اسکینباورم نمي شه فردا بايد برم مدرسه  روز اول مدرسه رو يادتونه ؟ من كه خوب يادمه. خيلي بچه خوبي بودم. . . !   تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ يادمه اونقدر باهوش بودم كه تا چند سال درگير  يادگرفتن حروف الفبا بودم. . ..!   اون قدر با هوش بودم كه بي امتحان واردنمونه دولتي شدم

نایت اسکین


در تمام مدتي که در نمونه دولتي بودم صدای خنده دکترها و گریه معلمان به گوش میرسید. از آنجا که مدرسه تیزهوشان محل درس خواندن است، من تا جایی که توانستم درس نخواندم.نایت اسکین

تصاویر جدید زیباسازی

خلاصه از فردا بد بختي معلما و دادو بيدادشون شروع ميشه سر منو هم كلاسي هام..!نایت اسکین









نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 8:22 بعد از ظهر توسط 。☆。★گل یاس و و نرگس。☆。★| |

زنگ قصه



دوستان عزيز اگه مي خواهيد نظرات قشنگتونو برامون بفرستيد...

لطفا ادامه مطلب رو بخونيد.



نایت اسکین   نایت اسکین   نایت اسکین


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 11:46 قبل از ظهر توسط 。☆。★گل یاس و و نرگس。☆。★| |

سلام آقا حسین!

من میگم IQ تون اندازه کلوخه، باور نمی کنید! بعدشم همش شمایید که دارینبرا حمایت پسرا جان فشانی میکنید!! چند تا مورد هست که میخوام بگم:

اول:وقتی که مطلبم رو تو ثبت موقت گذاشتم، حتما رفتین

نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 7:41 بعد از ظهر توسط 。☆。★گل یاس و و نرگس。☆。★| |


Design By : Night Skin